عارضهای در بازار مسکن شکل گرفته که شاید به این سادگی قابل برطرفشدن نباشد؛ اما چنانچه زمینههای رشد آن مهار نشود، حتما به مشکلی حاد تبدیل خواهد شد. شاخص «مازاد واحدمسکونی» که از نسبت کل خانهها به کل خانوارها بهدست میآید، رکورد بیشترین میزان از ابتدای دهه۹۰ را زده و اکنون حدود ۲۰درصد است. در کنار این مازاد تاریخی عرضه، برای اولینبار از سال۶۵، شاخص «تراکم خانوار در واحدمسکونی» نیز به عدد یک کاهش یافت. این دو فاکتور، علامت مثبت از «تعادل در بازار مسکن» میدهد که در این صورت باید انتظار داشت، مشکلی به نام «خانهدارشدن» بین زوجها وجود نداشته باشد؛ اما این فقط یک تصویر اسمی است. بهرغم سبقت بیسابقه عرضه از تقاضا، شرایط مستاجرها نهتنها بهتر نشده که سختتر هم شده است. در یک نمونه، نرخ «فقر اجارهنشینها» در سال ۱۴۰۲ نسبت به سال ۹۰، مطابق آمار رسمی ۲.۳ برابر شد. «تصویر واقعی» این بازار نشان میدهد، در ۱.۵دهه گذشته بهدلیل «سیاستهای نادرست تامین مسکن»، مسیر عرضه عملا موازی تقاضا بوده و مسکنسازیها به هدف اصابت نکرده است. بررسیهای «دنیایاقتصاد» درباره این «تناقض بزرگ»، ۳ علت را شناسایی کرده است. رفع این ماجرا ۲ راهکار دارد.