تابآوری احساسی: مهارت طلایی دنیای پراسترس امروز
طبق گزارش «وضعیت سلامت احساسی در سال ۲۰۲۵» که همچنین توسط گالوپ منتشر شده، «شاخص تجربیات منفی»، که میزان استرس، غم و نگرانی روزانه را ردیابی میکند، به بالاترین میزان خود در بیش از یک دهه اخیر رسیده. اگرچه آمریکا، کانادا و منطقه استرالیا/نیوزیلند همواره در صدر این جدول قرار دارند، اما دادهها نشان میدهند که کل جهان ظاهرا دچار نوعی خستگی و فرسودگی دستهجمعی شده است.
در دنیایی که هر روز استرسزاتر میشود، چگونه باید شرایط را مدیریت کنیم؟ چطور برخی افراد میتوانند بدون دچار شدن به فرسودگی شغلی در چنین محیطهایی به کار خود ادامه دهند و حتی در مواجهه با تغییرات و چالشها رشد کنند؟
خیلی از افراد، «سرسختی و پشتکار» را ابزاری برای دوام آوردن در محیطهای پراسترس قلمداد میکنند. اما شما به چیزی بسیار فراتر از آن نیاز دارید. من یک دهه را صرف مطالعه مهارتها و علم شادکامی کردهام و طی تحقیقاتم، دریافتهام که رهبران سازمانی تابآور برای سازگاری با شرایط سخت، به سه عادت متکی هستند:
۱. دروننگری مستمر
بسیاری از مردم به اشتباه با افکار و احساسات خود مثل برنامهای که در بکگراند گوشی در حال اجراست برخورد میکنند؛ یعنی زمانی متوجه آنها میشوند که کل سیستم هنگ کرده و از کار میافتد. اما وقتی سطح فرسودگی شما به ۱۰ از ۱۰ برسد، دیگر خیلی دیر شده. وقتی استرستان ۴ از ۱۰ است، مدیریتش بسیار آسانتر از زمانی است که استرس، ماهها روی هم انباشته شده باشد. در بسیاری از محیطهای کار، کارکنان تصور میکنند «دندان روی جگر گذاشتن و با سختی پیش رفتن» یک جور مدال افتخار است. اما بد نیست بدانید که سرکوب کردن احساسات، سریعترین راه برای رسیدن به فرسودگی است. وقتی تنشهای رو به افزایش را نادیده میگیرید، آنها را از بین نمیبرید بلکه سیستم عصبی خود را مجبور میکنید که این بار سنگین را به دوش بکشد. این کار، انرژی و تمرکزی را که برای تصمیمگیریهای حیاتی و سنجیده نیاز دارید، تحلیل میبرد. ما همچنین دچار یک نوع اعتیاد هستیم: گشتن به دنبال پاسخها در «بیرون از خودمان.» ما به جای گوش دادن به درک و ندای درون خود، چه از طریق تمریناتی مثل مراقبه یا یادداشتبرداری روزانه، به گوگل یا هوش مصنوعی متکی شدهایم. اگر همواره برای یافتن اقدام یا جواب «درست» به صفحه نمایش گوشی یا کامپیوترتان وابسته شده باشید، به مرور توانایی شنیدن سیگنالهای درونیتان را از دست میدهید؛ سیگنالهایی که به شما میگویند چه زمانی یک استراتژی (یا سلامت روان خودتان) به نقطه فروپاشی رسیده است.
۲. دیدن نکات مثبت
مثبتاندیشی به معنای عینک خوشبینی زدن یا نادیده گرفتن سختیهای زندگی نیست و قطعا به معنای بیتفاوتی یا بیخبری از استرس هم نیست. روانشناسی مثبتگرا از شما میخواهد که افق دید خود را وسیع کنید.
حتی در لحظات استرس شدید، جرقههایی از شادی وجود دارد. وقتی با چالش بزرگی روبهرو میشوید، بارقههایی از موفقیت را تجربه میکنید. حتی در دوران فقدان و سوگ، کورسوهایی از عشق و پیوند انسانی به چشم میخورند. سختیها و لذتهای زندگی میتوانند با یکدیگر همزیستی داشته باشند که اغلب هم همینطور است. یکی از موثرترین ابزارها برای عبور از این دوگانگی، «سپاسگزاری» است. یادآوری و مرور مداوم داشتههایی که بابت آنها شکرگزار هستید، مانند یک سپر محافظ در برابر فرسودگی شغلی عمل میکند. این کار ذهن شما را از حالت «شناسایی دائمی تهدیدها» خارج کرده و اجازه میدهد امکانات و موفقیتهایی را ببینید که در غیر این صورت، از آنها غافل میشدید. پیشنهاد میکنم در پایان روز، یک «جلسه سپاسگزاری» برگزار کنید. سه اتفاق کوچک اما مثبتی که رخ داده را پیدا کنید و به این فکر کنید که «چرا» اتفاق افتادند.
۳. نگاه به شادکامی به عنوان یک تلاش جمعی
رهبرانی که از نظر احساسی تابآورند، به سلامت روان و رفاه به چشم یک پروژه «خودت انجامش بده!» نگاه نمیکنند. تحقیقاتهاروارد با عنوان «توسعه بزرگسالان» (که طولانیترین تحقیقات انجامشده درباره شادکامی در تاریخ است) نشان داده که تنها و بزرگترین عامل پیشبینیکننده سلامتی و شادی بلندمدت، ثروت، شهرت یا حتی هوش (IQ) نیست، بلکه کیفیت روابط ماست. کارکنان ممتازی که از محیطهای پراسترس جان سالم به در میبرند، بار مشکلات را به تنهایی به دوش نمیکشند. آنها میدانند که شادکامی، امری رابطهمحور است. آنها برای دیگران اهمیت دارند و دیگران هم برای آنها مهماند. این افراد به جای انزوا و گوشهنشینی در دورانهای پرفشار، به شبکه ارتباطی خود تکیه میکنند و فشار را تقسیم میکنند تا همه بار، فقط روی شانههای خودشان سنگینی نکند. در دورانی که تنهایی یک پدیده رو به گسترش است، «تندرستی اجتماعی» درست به اندازه آمادگی جسمانی مهم است. افراد تابآور، آگاهانه برای پرورش پیوندهای عمیق و سالم وقت میگذارند. آنها با حفظ یک سیستم حمایتی که در آن هم کمک میکنند و هم کمک میگیرند، اطمینان حاصل میکنند که وقتی محیط مسموم میشود یا ریسک کار بالا میرود، با چالشها در انزوا و تنهایی روبهرو نشوند.
تابآوری در محیطهای پراسترس، به معنای «پوستکلفت بودن» نیست، بلکه به معنای داشتن استراتژی بهتر و پرورش مهارتهای درونی سلامت روان است. دادهها کاملا گویا هستند: مدیرانی که دچار فرسودگی شغلی نمیشوند، استرس خود را نادیده نمیگیرند، بلکه آن را در همان مراحل اولیه شناسایی میکنند، تمرکز خود را بالانس میکنند و به تنهایی و در انزوا به دل محیطها و شرایط پراسترس نمیروند.
منبع: Fast Company