آیا تحریمهای آمریکا تحولی جدید است؟
به دلایل زیر به نظر میرسد که این به اصطلاح «عملیات طرد اقتصادی ایران» شامل تدابیر و سازوکاریهای مشخص و جدیدی است و ممکن است که منشاء تحولی کیفی در فشارها علیه شرکتها و بانکهای بینالمللی و رهبران خارجی باشد و تنها ادامه و تکرار تحریمهای گذشته نباشد:
۱. ترتیبات جدید شامل سازوکاریهایی است که هدف آن فراتر رفتن از تحریم افراد و نهادهای ایرانی به شکل گذشته و تحریم کشورها، شبکهها و نظامهای مالی خارجی طرف همکاری با ایران است. مدل سنتی تحریم توسط آمریکا تاکنون به این شکل بوده که یک شخص یا نهاد ایرانی در لیست تحریم قرار میگرفته و کار با آن منع میشده است. تهدیدی که اکنون مطرح شده این است که روابط اقتصادی یک کشور خارجی که با ایران کار میکند، مبنای کار قرار گرفته است. هدف اکنون این است که به آن کشور خارجی هشدار داده شده و سپس نسبت به قطع دسترسی شرکتها و بانکهای آن کشور به نظام مالی آمریکا اقدام شود. عملی شدن چنین تهدیدی به معنی گستردهتر تحریمهای ثانوی پیشین خواهد بود.
در این ترتیبات جدید کشورهای ثالث در مرکز توجه قرار میگیرند و یک جدول زمانی برای قطع روابط آنها با ایران به این کشورها ارائه میشود. به عبارت دیگر، برخلاف گذشته شرکتها و بانکهای ایرانی در مرکز توجه قرار نخواهند داشت و تهدید متوجه قطع دسترسی واسطههای خارجی مرتبط با ایران به سیستم مالی آمریکا است. اعمال تحریمهای جهانی به این ترتیب تمرکز را از روی نهادها و اشخاص ایرانی به نهادها و اشخاص و کشورهای خارجی منتقل میکند.
وزیر خزانهداری آمریکا همچنین اعلام کرده که در این رابطه جدول زمانی برای بانکها، شرکتها، دولتهای خارجی، کشتیها و واسطههای خارجی برای توقف فعالیتهایشان در رابطه ایران تهیه خواهد شد و تسهیلکنندگان فعالیتهای اقتصادی ایران در معرض خطر حذف از سیستم مالی آمریکا خواهند بود. در این رابطه، اعمال فشار دیپلماتیک به رهبران کشورها نیز در دستورکار قرار گرفته است و گفته شده که ترامپ شخصا در حال تماس با رهبران دیگر کشورهاست. در این رابطه تماس غیرعلنی با شماری از کشورها در جریان است. وی مدعی شده که «دیگر قابل قبول نیست که کشورها در منطقه خاکستری باقی بمانند یا باید با آمریکا همراه شوند یا در انزوای ایران شریک شوند».
۲. سازوکار اعلام شده دیگر تحریم فعالان بینالمللی مرتبط با ایران در بخشهای داراییهای دیجیتال، طلا، تکنولوژی، هوانوردی و کشتیرانی است. اگر چه تحریم در گذشته شامل این بخشها نیز بوده، اکنون تفاوت در این است که قبلا نهادها و افراد ایرانی فعال در این حوزهها تحت تحریم قرار میگرفتند. در ترتیبات جدید قرار است هر کس هر جا که در این ۵ حوزه در رابطه با ایران کار میکند هدف قرار گیرد. به علاوه این تحریمها برخلاف گذشته قرار است محدود به موارد خاص نباشد و بهطور وسیعی در حوزههای مورد اشاره مورد استفاده قرار گیرد. خزانهداری آمریکا اکنون از کشورها میخواهد که خود فعالیتهای مرتب با ایران در این حوزهها را متوقف کنند. در وضعیت سابق شرکتهای خارجی میتوانستند ریسک مقررات خاص تحریم را محاسبه کنند. در شرایط جدید واشنگتن تعمدا سعی در ایجاد عدم قطعیت بیشتری دارد و حذف فعالان خارجی از سیستم دلار را به عنوان مجازات معامله با ایران مطرح میکند.
تعبیر خزانهداری برخلاف گذشته بسیار عام است و «هر شخصی صرفنظر از اینکه در کجا مستقر است» را در صورت کار با ایران شامل میشود. در اینجا، نکته مهم گسترده کردن دامنه اجرا و اعمال تحریم است تا ایجاد ۵ رژیم تحریم کاملا جدید. به عنوان مثال شرکت ماهان همیشه تحت تحریم بوده و شرکتها و اشخاص طرف کار با ماهان در هر کشوری هدف بودهاند. این بار آمریکا کل بخش هوانوردی ایران را هدف تحریمهای ثانوی قرار داده به این ترتیب هر شرکت خارجی که سرویسهای معمولی در حوزههای تجاری، لجستیک، مالی و فنی به عملیات هوانوردی در ایران بدهد، در معرض تحریم قرار میگیرد. در حوزه کشتیرانی نیز ترتیبات جدید شامل تلاش برای تهدید فزاینده مشارکت خارجی در بخش کشتیرانی ایران است.
۳. در سه اقدام دیگر خزانهداری آمریکا نام بیش از ۶۰ فرد، نهاد و کشتی ایرانی و غیر ایرانی، از جمله چینی و هنگکنگی را تحت تحریم قرار داده است. همچنین دو اقدام دیگر شامل لغو معافیت ارسال حوالههای دلاری از آمریکا به ایران و نیز معافیت دسترسی ایرانیان به نهادهای آکادمیک و فرهنگی آمریکایی است. در رابطه با این رژیم جدید تحریم ظاهرا بیشترین تهدیدها متوجه کشورهایی مانند چین، امارات، ترکیه و هند و نهادهای مالی و اقتصادی آنها است که بیش از بقیه کشورها با ایران کار میکنند. قابلتوجه است که امارات قبلا قطع روابط اقتصادی و مالی با ایران را بعد از تماس تلفنی ترامپ با رئیس امارات اعلام کرد. البته در عمل مهم است که امارات تا چه حد از صرف اعلام این ترتیبات فراتر خواهد رفت و آن را در عمل پیاده خواهد کرد.
با این حال، آنچه که خزانهداری آمریکا اعلام کرده تاکنون تنها در حد یک تهدید بوده است. باید صبر کرد و دید که آیا دست به اقداماتی مشخص با هدف اعمال این تهدیدهای نیز خواهد زد یا خیر. آمریکا هنوز در این رابطه از صرف تهدید فراتر نرفته و اقدام مشخصی که شامل ذکر نام کشورها یا نهادهایی و تعیین ضربالاجلی باشد، انجام نشده است. در این مورد آنچه که مهم است این است که آمریکا اگر قصد اجرای این تهدیدها را داشته باشد، قاعدتا ابتدا باید نهادهای مالی چین را هدف قرار دهد. حال آنکه تاکنون و به رغم اینکه چین مهمترین خریدار نفت و طرف اقتصادی ایران است، هنوز حرکتی جدی در جهت عملی کردن تهدید علیه چین دیده نشده است. در پیش بودن سفر رهبر چین به آمریکا نیز فاکتور مهمی در این رابطه است.
* دیپلمات پیشین